old men

محمد دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵، 21:18

گیجم و کلافه و گم

هوشیار نیستم

نمیدونم چیکار میکنم

داره خیال از واقعیت قوی تر میشه

اینده گم و گنگ و مایوس کنندست

،

دی که گذشت ، اینده نیامدست

پیش آر پیاله را که امروز نگذرد !!

،

تابستون اومد و همه طفریح ها حذف شد

کوه و صحرا و ...

،

از تابستون خوشم نمیاد

دلگیره و خشک و گرم

،

امروز توی یه منظره جلوی خونه خاله

نخلستون ، یه درخت بزرگ گِز

و پشتشون کوه رو میدیدم

کوه بلند و بزرگ

دلم پر کشید براش

،

بقیه میرن کوه ولی استان های دیگه که خنکه

اینجا دیگه گرممممم شده و نمیشه

حوصله و وقت و پول سفر چند روزه هم ندارم

،

از جمع هم خوشم نمیاد

خراب میکنن طبیعت و سکوت کوه رو ...

،

لاراول رو دوباره شروع کردم

بسییی دوسش دارم و لذت میبرم ازش

کاش میشد وقت بود عمیقا و مفصل یادش میگرفتم

،

حیف مدرسه و دانشگاهی که رفتیم و هیچ یاد ندادن

،

downfall

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم