الان
نمیدونم چطوری ولی انجامش میدم ...
،
میخاستم از کوه و غروب بگم
ولی
گم شدم تو فکر اینده
،
پیچیدست ..
،
امروز گفتم خوبه سالمه جسمم
،
وقتی سالمیم هزار تا مشکل داریم
ولی وقتی بیماریم فقط یه مشکل داریم ..
نمیدونم چطوری ولی انجامش میدم ...
،
میخاستم از کوه و غروب بگم
ولی
گم شدم تو فکر اینده
،
پیچیدست ..
،
امروز گفتم خوبه سالمه جسمم
،
وقتی سالمیم هزار تا مشکل داریم
ولی وقتی بیماریم فقط یه مشکل داریم ..
دنبال دردسر بود و جلوی دانش آموز ها با مدیر مدرسه دعوا راه انداخت
،
مدیر با همکار من صحبت میکرد و منم پیششون بودم و میشنیدم
بعد اومد پیش من و گفت شنیدی چی میگفتن ؟
چون ازش خوشم نمیومد گفتم نه ، برو از خودش بپرس :))))
،
یه نگاه پر خشمی بهم کرد و بیخیالم شد خخخخخ
خیلی حال داد بهم
،
دلم میخاست بهش بگم : نگه داشتن خشم و کینه
مثل نگه داشتن زغالی داغ در دسته که منتظری در فرصتی مناسب
سمت دیگری پرتاب کنی ولی اونی که بیشتر اسیب میبینه خود تو هستی
،
ولی من جای بچه که هیچ ، جای نوش بودم !!
و نا آمید بودم ازش که فکر کنه به حرفم
خیلی داشت خوش میگذشت
ولی تماس گرفتن و مجبور شدیم برگردیم
هنوز خیلی انرژی داشتم
،
یه سنگ ده کیلویی رو برداشتم و گفتم
اینو تا پایین پای موتور میارم با خودم
،
چون یدفعه ای ۱۰ کیلو اضافه شده به وزنم
قدم برداشتن توی کوه سخت میشه
پات هی لیز میخوره
و هی ممکنه بیفتی
،
یجا پام لیز خورد و افتادم
متاسفانه سنگه دو نصف شد 😂
زانومم کبود و کمی خونی و اینا
،
نصفه دیگه سنگو برداشتم و یه مسیر طولانیی
با خودم اوردمش تا پای موتور
،
نمیدونم چرا
ولی دوس داشتم این کار رو
و هر جا که سخت میشد به خودم میگفتم
پای عهدی که بستم هستم !!
منه عشق طبیعت ۳ ماه خونه نشین شدم
و امروز مثل پرنده بال دار ازاد شدم
،
گاز موتور رو تا اخر چسپونده بودم :))))
همه جا سبز و پر گل و قشنگ بود
جیبیییغ میکشیدم و بلند بلند میخندیدم
و کلیییی کیف کردم
،
از دشت گذر کردم و رفتم کوه
یه جای بلند پیدا کردم
و نشستم و گل و سبزه و سکوت طبیعت
و صدای پرنده ها رو حااال کردم
،
غروب واااااقعا زیبا رو تماشا کردم که
خیییلی حال داد
و بلافاصله بالا اومدن ماه کامل رو دیدم
که خیلی چسپید
هوا کامل تاریک شد و بعد برگشتم خونه
،
اول نِمِک
بعد طبیعت یه درمانگر بزرگه ...
واسه روزهای خوب
گاهی مجبوریم کارهای خیلی بدی کنیم
،
و نمیدونم بعدش چقد پشیمون خواهیم بود
دوباره همون ادم خوبه هستیم یا یه شخصیت پلید شدیم
یه چیزی این روزا دارم یاد میگیرم
،
فرقی نمیکنه بین دو راهی زندگی کدوم رو انتخاب کنی
همیشه انتخابت میگی اشتباه بود و پشیمونی !!
،
و واقعا انقد که فکر میکنیم خاسته هامون مهم نیستن
انقد نیاز نداریم بهشون
و فقط وقتی بهش دست پیدا کردیم ، وقتی عادی شد میفهمیم
وقتی رنج بیشتری داری ، درک بیشتری داری !!
،
وقتی پیوسته رنج میکشیم ، پیوسته سعی به درک بیشتر داریم !
،
رنج بدم نیست
بعضیا میسوزن و بعضیا پخته میشن
،
هر داغی یه روز سرد میشه
ولی هیچ پخته ای دیگه خام نمیشه
،
از طرفی هم دو روز اومدیم زندگی کنیم
چرا این همه رنج ؟
راستی امروز اولین روز خدمتمه
و فوق العاده بیکارم
،
از ۸ صبح هیچ کاری نکردم
تا دو سال اینده هم ایشالا همین باشه😂😂
،
استقامتم نتیجه داده
حالشو میبرم خدایی
بد بود ولی تجربه شد
تو روزای سخت فهمیدم کی رفیقه
کی ادعای رفاقت داره ...
،
فهمیدم چی میخام
کیو میخام
روالش چیه ..
،
رنج بود و رحمت شد ...
،
#مو_فل_فلی
#نمک
یار خوب تموم ماجراست ..
فکر کن توی دل کوه رو کندی تا اب راهه باز کنی
و بعد بهت میگن میشد لوله بندازی و نیازه به کوه کندن نیست !!
،
کی حاظره اون همه زحمت رو بیخیال بشه و مسیر ساده تر رو انتخاب کنه ؟
با این که میدونیم ولی انتخابش نمیکنم و کلی استقامت میکنم !!
،
تغییر توی هر چیزی برای ما دقیقا همین طوریه
چقد همه چی پیچیده هست !!
،
گاهی نفهمیدن خوبه ها !!
ولی نصفه و نیمه دونستن پدر آدمو در میاره
،
واقعا وضع پیچیده بدیه !!
و نمیدونـــــــــــــــــــــــــــــــم
،
ولی تلاشمو برای فهمیدنش انجام میدم
،
تو پلنر بدی هستی :)
چقد آدم هیچی رو نمیدونه !!!