از مهد دو بار فرار کردم
و هیچ دلیلی هم نداشت فرارم
فقط چون میتونستم مربی ها رو
بپیچونم و از این کار لذت میبردم !!
.
بعد کلی سال حالا فهمیدم که چرا
فرار کردم !!
عجیبه نه ؟
چرا وقتی فکر میکنی دیگه چیزی
نمیتونه اندوهگینت کنه دنیا یه
داستان جدید میچینه برات ؟
واقعا چقد خلاقه
بله طبیعت دو تا کار بیشتر نداره !
درسته میجنگی و بدستش میاری
ولی واقعا جنگ به این بزرگی
و دست اورد به این کمی ؟
.
خستم ولی امید دارم
صبر قدرت ناتوان هاست...
عدم قطعیت
گیج و منگ بودن
گم بودن و ندونستن اینکه کدوم کار درسته
خراب کردن و دس تنها بودن
ترکیب همه اینا یعنی : زندگی :|
دارم برای دفعه چهارم ، چهار تا صفحه رو ویرایش میکنم
و حالا باید تبدیلش کنم به شش صفحه
واااای که وقتی کار پیش نمیره چقد اعصاب خورد کنه
.
گفتن باید تو حالت سکرت کار کنم و به هیشکی
نگم براشون کار میکنم !!!
واقعا منم به هیشکی نگفتم :|
مرز
میدونید کی تا اخر پای رابطه موندگاره ؟
همونی که همیشه اخرین پیامو میفرسته ..
یه چیزی دیروز کشف کردم
میدونستین مورچه ها ترسی از ارتفاع و سقوط ندارن ؟
تازه اگه بیفتن هم هیچیشون نمیشه !
.
با سرعتی خیلیا زیاد بین بوته ها
حرکت میکردن و اصلا براشون مهم نبود که بیفتن
دوباره از همونجا که افتاده بودن مسیرشون رو پیش میرفتن !!
.
تا حالا بهش فکر کرده بودی ؟
دنیاهای عجیبی وجود داره که
بعد هشت سال شناسنامه گرفتم !
.
صفحه اخرش خیلی عجیبه
و آدمو به فکر فرو میبره
.
وقتی اون صفحه پر بشه
هر کسی میتونه بخوندش جز خود ما
.
قبل که اونجا رو پر کنن
زندگیمون رو پر کنیم از چیزایی که میخایم :)
یه جمله طلایی پیدا کردم که قراره درونم
کلی تغییر ایجاد کنه !
.
نحوه انجام هر کاری ، مصداق نحوه انجام تمام کارهاست.
.
خرد خیلی زیادی درونشه !!
و روزنه کلیدیه که سال هاست درونش نگاه میکنم :)
و هر دفعه چیزی رو که دیدم و باور نکردم ، بد شد !!
به خودت ایمان داشته باش پسر