دکتر و بچش و عروسی
یه چیزی دیدم که دو روزه بهش فکر میکنم
،
دکتر یه کیف زنونه دستش گرفته بود و وسط مجلس عروسی
بچه بغل میرفت و میومد
یه طوری که انگار مشعل المپیک دستشه
بهش نگاه میکردم که چقد بدور از قضاوت مردمه
که بهش بگن زن زلیله !!
،
درسته کار اشتباهی نمیکرد و بچه مال هر دو نفره
ولی این حجم از اعتماد به نفسش برام ستودنی بود
،
چرا ما نداریم چنین اعتماد بنفسی