آزاد
محمد
شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵، 1:10
و دوباره خواب جنگ میبینم
با پاهایی مچاله ...
،
سر کولی شدن دارم
کولی ولگرد
ولگرد ازاد
،
مرگ ما وسط یه روز معمولی
وسط برنامه های ناتمام
فرار میرسه و بدون ما جهان ادامه میده
،
من مردن رو سر سوزنی فهمیدم
دیدم که جهان چطور بدون زره از اهمیت بدون من ادامه داده
،
و زندگی یعنی یه مسیری رو هر روز بری و برگردی ؟
،
میخام مثل شمس ولگردی ازاد باشم