دره خِزِی

محمد جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴، 23:47

مونه رو دس گذاشتن

دو تایی میخان بچپوننم توی

یه اشکفتی که بالا دسته

مو داد میزنم ولم کنین داخلش کلوکناااا

،

مهدی میگو ای شرف داری بره

و با تمام وجود حلم میده بالا

،

برای ای همه تلاشش دلم میسوزه

میگم بیل تا کلووک منه بخره اصلا

زور میزنم که برم داخل

،

سنگ و گل میریزه ری سرشون

ولی ولم نمیکنن

میخندن و داد میزنن و گل تو سر و چش و دهنشونه

،

خنده و زور و عرق قاتیه

مثل داماد که ری کول مردمه

ری کول اینایم وسط کوه

،

هر چی زور میزنم خمه بکشم داخل ای

بیسحاب شده تا ول کنن و نمیشه

،

اخرش یه حل جانانه میدن و تا سینم میره

توی اشکفت

،

سینم داخله و پاهام بیرون اویزون

خونه نگه میدارم و اِنکه میدم

،

اونا حل دادن نمی سیچه مو ایقه خسم شده

،

...

کاش میشد او ماجرای فیلم بگیریم

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم