کوه ربی
محمد
یکشنبه یکم شهریور ۱۴۰۵، 7:23
ساعت ۴:۴۰ دقیقه از خونه زدیم بیرون
رفتیم کوه و روی یه قله نشستیم
با منظره طلوع خورشید و دره ای که پر ابه
،
شروع کردیم نیمرو درست کردن
اتیش و روغن و رب و ادویه
که یدفعه ابولی گفت آخخخخ تخم مرغ نیاوردم
😂😂😂😂😂😂
هیچی دیگه جاتون خالی نون و رب خوردیم