برد و  باخت

محمد یکشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۸، 6:24

ناراحتم نه بخاطر این که دعوا شد نه برای حرف ها نه برای

این که پولی بهم نرسید ناراحتم چون اون سنش از من بیشتر

بود و از من شکست خورد و وقت خداحافظی صداش میلرزید :(

 

اون یه نظامی کار کشته با حدود 53 سال سنه که تا قبل از من

حریف خیلی ها بوده تا قبل از من تقریبا شکست نخورده بوده

و حالا !! از یه بچه که اصلا انتظارش رو نداشته این حرف ها رو شنیده

و شکست خورده ...

 

اونی قلب بزرگی داره که حتی سهم نامرد ها رو هم بده ،

ولی من اونقدر بزرگ نیستم هنوز...

 

بزار بگم چی شد من به رایگان یک هفته رفتم شرکتش و براش

کار کردم کارهای گرافیکی که تا قبل من بابت این کارها پول پرداخت

میکرده و بعد به من گفت برام سایت بساز اونم به رایگان....

خب تو که با ماشین خارجی داری میای و میری شرکت داری

چطوری از من روت میشه بگی رایگان... منم حس کردم داره

ازم سوء اسفاده میکنه ، و بازم با کمال احترام گفتم من نمیتونم بیام

و دیگه نرفتم ولی بخاطر این که حس گناه درون من بتونه ایجاد کنه

و سایتش رو من براش بسازم زنگ زد و یه حرف هایی که نباید میزد

زد .... خب منم با کمال احترام همه حرف هایی که باید رو بهش زدم

اون توی گفتگو شکست خورد و مطمعنم تا قبل از من هیچ کسی حتی

با این صراحت و شجاعت جرعت نکرده بود باهاش صحبت کنه...

حتی شکل  ظاهریش هم ترسناکه....

 

ناراحتم که شکست خورد :( کاش این اتفاق نمیفتاد .....

یه وقتایی مجبوریم بجنگیم  چون اگه نزنیم میخوریم

اگر با سراحت نه نمیگفتم اون میخاست که براش رایگان

کار کنم :| مگه میشه اخه ؟؟؟

 

این چند روزه همش توی فکرمه، همش توی ذهنم دارم باهاش دعوا میکنم

یه جاهایی اول اون دعوا رو شروع میکنه و من تمومش میکنم

یه جاهایی هیچی نمیگم و  برمیگردم انگار هیچی نشده و بعد کیو کیو بنگ بنگ

و همین طور این چرخه ادامه داره ....

 

 

میدونم میگن باید بخشید و فراموش کرد ، بخشیدن برای من مساوی

قبول و ساختن سایته که زیر بار نمیرم .... و سخته بهش فکر نکنم

سعی میکنم ببخشیم و موضوع رو فراموش کنم

 

اگه راه حلی دارید بگید...

 

 

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم