معصوميت بد بخت ها
محمد
شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱، 13:2
معصوميت يک پسر !
...
پسر : باشه
پسر : عزيزم ميتوني امروز بياي ببينمت؟
دختر : نه فاميلمون اينا از خارج اومدن نميشه
پسر : باشه...
فرداش : عزيزم امروز مياي بريم سينمااا ؟!
دختر : نه ...آخه کلي درس دارم بايد بخونمشون ...
...پسر : باشه
دو روز بعد
پسر : عزيزم فردا ميتوني بياي بريم پارک ؟ !دوستام همه با دوست دختراشون دارن ميان
دختر : نه به خداااا .... فردا دعوتيم خونه عموم اينااااپسر : باشه
فرداييش دختر : عزيزم ، امشب شام بريم بيرون ..؟!
پسر : آآآآآاااااااي ...چرا زودتر نگفتي ؟! با دوستام قرار استخر گذاشتم که
دختر : برووووووو با دوستاااااااااات استخر ...اونا برات مهم ترن ...بروووووووووو لامصــــب :(((((((