طُ

محمد شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۲، 0:12

در جانی گر چه ز تن دوری

،

من طاقت ایوب ندارم ، بغلم کن

،

میدونی فرق لبخند تو با لبخند من چیه ؟

تو وقتی شادی میخندی

من وقتی تو شادی میخندم

،

وقتی در من نگاه میکنی زخم های من ارام میگیرند

،

تو نمیدونی ولی وقتایی که کنارمی

هی تو دلم میگم وای چشاش،وای موهاش

وای دستاش ...

،

لحظه هایی که کنار تو گذشت

رویا بود

بهشت بود

جاودانگی بود

،

اگه من تو رو ببوسم و به جهنم برم

این کارو میکنم

بعد اونجا میتونم پیش شیاطین به خودم ببالم

که من بهشت رو دیدم بدون اینکه حتی بتونم واردش بشم

،

اگر مرگم فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم

فراموش نکن که من دیدار تو رو بسیار

ارزو کردم ...

،

اینگونه که صدا میزنی مرا

درخت پیر حیاط را هم صدا کن ..

شکوفه میدهد ، میدانم ..

،

من تو را همانطور دوست داشتم

که آرزو می کردم یکی مرا دوست داشته باشد .

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم