عشق و خشم ۲
محمد
شنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۲، 13:37
تو مسیر راننده ها بوق میزدن و انرژی مثبت
میفرستادن
،
حالا میتونم بگم من تا بوشهر راه رفتم 😁
و این ماجراجوییه بسیاااار لذت بخش
تا اخر عمر خاطرش همراهمه
،
امید که دوباره چنین هیجانی رو تجربه کنم
اخرای مسیر خیلی حیثیتی و پر شرور و احساس بود
،
دقیقا انگار مرگ دنبالمه و دارم ازش فرار میکنم
،
وقتی شب برمیگشتم
و کل مسیری که قدم به قدم طی شده
بود رو میدیدم خیلی حس عجیبی داشت
مو هر وجب اینجا رو قدم برداشته بودم
،
مثل لحظه مرگه که میگن کل زندگیت
از جلوی چشمت میگذره
برای من لحظه های خیلی هیجان انگیزیه
،
مرسی برای انگیزه دادن بهم 💚
و مرسی از ممد و اجیام که انگیزه دادن و کمک کردن :)