اشویتز

محمد چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۳، 16:50

وقتی یکی از اعضای خانواده

از دنیا میره خیلی عجیبه

،

چقد خبر های مهم هست که

نمیدونه

،

دیشب پرسید ازدواج نکردی ؟

گفتم‌ نه

گفت بابات که میگفت میخاد برات زن بگیره

گفتم دلش میخاست !!

،

گاهی فراموش میکنم اصلا بوده

و گاهیم فراموش میکنم که نیستش

فکر میکنم رفته بیرون و قراره برگرده

،

راستی که چقد مردن عجیبه

،

زندگی یه فرصته

مرگ هم همین طور !!

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم