زنبور و نخل

محمد پنجشنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۳، 5:30

هنوزم دیوونم

ادمی که تا ۳۰ سالگی عاقل نشد

بعید میدونم در ادامه هم‌عاقل بشه

،

شبونه با مسلم‌ رفتم‌سراق عسلا

روز خیلی اروم بودن

ولی شب در وحشی ترین حالت ممکن

اونا ریختن رو من ، منم ریختم رو اونا

عسلو در اوردم و اومدم

،

ولی کم کم ۳۰ تاش منو زد

لباس استین کوتاه پوشیده بودم
ناخون هام سیاه رنگ شدن

،

دستم سه برابر خودش ورم کرده

،

نتیجه زنبوری : شبا زنبور مهربونا رو هم

از خواب بیدار کنی خشمگینه

،

غمگینانست که تنهایی باید تحملش کرد

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم