تنهایی

محمد دوشنبه پنجم آذر ۱۴۰۳، 5:36

وقتی که میفهمی هیشکی نیست و

خودت خودتو نجات میدی

،

درسته حس خوب غرور و موفقیت

اره مستقل بودم داره

،

ولی برام اصلااااا جالب نیست

حس تنهایی زیادی هم داره

،

امروز موتورم سر جاده خراب شد

گذاشتمش و برگشتم خونه

با ماشین رفتم براش بنزین بیارم

از کنارش که رد میشدم

شیشه رو دادم پایین

نگاش کردم و دست براش تکون دادم

حس کردم غمگین و نگرانه

براش دست تکون دادم و گفتم :

نگران نباش برمیگردممممم

،

و در نهایت آوردمش خونه

،

راستی خونه کجاست ؟

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم