مست

محمد یکشنبه دوم دی ۱۴۰۳، 11:37

و دوباره ناخوش احوالم

دوباره تو صف دکتر نشستم

و دوباره براتون جمله های مثلا فلسفی میبافم

،

امروز حس میکنم تنهام

نچسپ ترینم حتی به اشیا

تنهاییی مثل رمان جز از کل

که توی مارپیچ خودم گم شدم

،

دوباره به مردن فکر میکنم

به پهلوونا ، به بزرگ ترین های تاریخ

به هیتلر ، به چنگیز خان مغول ، به نادر شاه افشار !!

،

الان کجان ؟ میدونن که مردن ؟

دریای نور و کوه نور نادر دیگه مال خودش نیست

،

هیچی مال خودمون نیست نه ؟

فقط الان نوبت ماست که ازش استفاده کنیم

،

چرا همش میخایم جاودانه بشه ناممون ؟

چون از فراموش شدن میترسیم

پس چیکار میکنیم ؟

بچه میسازیم

،

من از مردن نمیترسم

برا همینم هست خیلی دلم بچه نمیخاد

ولی اون روز فکر میکردم اسمم رو روی یه سنگ

بالای یه قله هک کنم

،

یکی رو دیدم که ۲۲ سال پیش اسمشو رو یه سنگ

توی یه دره نوشته بود

اینم یه روششه دیگه

حتما که نباید بچه ساخت !!

،

دلم میخاست هیچ های کنم مثل شمس

برم دنیا رو ببینم

ولی حالا باید مثل تراکتور کار کنم چون پول

زندگی تو خونمم ندارم !!

،

به منشی گفتم یه نوبت میخاستم

گفت : رستگار ؟ و بیمه نداری ؟

منم گفتم اره !!

بده که منشی یه دکتر به این خوبی بدونه تو رو

،

این روزا به کلمات فکر میکنم و قدرتشون

به اینکه باید یدونه یدونه کلمات قوی و تاثیر گذار

رو یاد بگیریم

،

راستی هنوز نمیدونم کی باید با یکی دعوا کرد

من همش محترمانه و اروم برخورد میکنم

،

ناخوشا هم مثل مستا هستن

صادق و وراج

خیلی حرف زدم

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم