پدر
محمد
دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱، 22:59
دختر: شنيدم داري ازدواج مي کني .. مبارکه .. خوشحال شدم شنيدم..
پسر: ممنون...انشالله قسمت شما..
دختر: مي تونم براي آخرين بار يه چيزي ازت بخوام؟؟؟
پسر: چي مي خواي؟
دختر: اگه يه روز صاحب يه دختر شدي مي شه اسم منو روش بذاري؟
پسر: چرا؟ مي خواي هر موقع که نگاش مي کنم ..صداش مي کنم درد بکشم؟؟
دختر: نه.. !! آخه دخترا عاشق باباهاشون مي شن..
مي خوام بفهمي چقدر عاشـــــقت بودم...!
پسر: ممنون...انشالله قسمت شما..
دختر: مي تونم براي آخرين بار يه چيزي ازت بخوام؟؟؟
پسر: چي مي خواي؟
دختر: اگه يه روز صاحب يه دختر شدي مي شه اسم منو روش بذاري؟
پسر: چرا؟ مي خواي هر موقع که نگاش مي کنم ..صداش مي کنم درد بکشم؟؟
دختر: نه.. !! آخه دخترا عاشق باباهاشون مي شن..
مي خوام بفهمي چقدر عاشـــــقت بودم...!