جحل بزرگ
این روزا مثل هوای بوشهرم یه وقت گرمه
یه وقت شرجی ، شباش سردو خونک !!
معلوم نی چه حالیم ، دیروز رفتیم مسافرت
فشار چشمم رفت رو دوهزار ، سر درد و...
من برگشتم و توی مسیر یه ماشین اومد
ازم سبقت بگیره شاخ به شاخ زد به یه ماشین دیگه
یه نیسان ابی هم که پر از بار میوه بود نتونست ترمز بگیره
و زد بهشون ، نمیدونم زنده موندن یا... ولی خیلی دلم
سوخت براشون ، توی این گرونی و مریضی
هم باید خرج ماشین به فنا رفته خودتو بکشی ، هم خرج
ماشین مردم ، هم خرج بیمارستان و درد بی درمان از این
بی دکتری !!
ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﺰﺷﮏ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺑﺎﺷﺪ
ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﻧﺪ ،
ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ
ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮕﻨﺪ ...
” ﺍﻓﻼﻃﻮﻥ “
انگار گرد خیانت توی این سرزمین میپاشن حتی دکترها
هم به فکر درمان مردم نیستن و فقط به این فکر میکنن
چطور توی زمان کمتری بیمار بیشتری ویزیت کنن ،
مخالفی ؟ یه سر برو بیمارستان ها و ازدحام جمعیت رو ببین
پ ن : زیاده حرف پست های بعدی مینویسم :)