سفر به دره انجیرو

محمد یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲، 7:5

دیروز رفتم دره انجیرو :)

یه جای خیــــــلی بکر تو دل صحرا

یه دره خیلی عمیق که پررررر از غاره

قبلا جای قاتل ها ، فراری ها و راه زن ها بوده

،

خیلی سر سبز و قشنگ و پر از انواع پرنده

تا کیلو متر ها هم هیچ بنی بشری پیدا نبود

،

تا جایی که شد پیش رفتم و رفتم ته درهه

واسه برگشتن خورشید غروب کرد و گم شدم :|

،

یه نیم ساعتی سرگردون راه میرفتم

و بعد خیلی اتفاقی گفتم برم بالای این تپه

اطراف رو نگا کنم

ببینم این موتور بی صحاااابمو کجا گذاشتم

دیدم اع زیر پامه این موتور با صحاب

،

باحال بود ، تصمیم گرفتم هنو بیشتر برم صحرا

راستی کلی هم تو اون غار ها رفتم و گشتم و

اثر از ساروج و با سنگ دود کش ساخته بودن توی غار و

خیلی جای قدیمی باحالی بود

،

یه جا هم کنده بودن برای گنج که خر هم پیدا نکرده بودن

،

حس گم شدن رو خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم

ولی ترسناک نبود میدنی چرا ؟

چون میدونستم هستن ادمایی که بیان دنبالم

،

و چقد بده گم بشی و هیشکی منتظرت نباشه

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم