ممد و کوه

محمد سه شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۴، 20:6

این بار با ممد مشتون رفتیم کوه

بارون زده بود دو روز قبلش

همه جا کلیییی سبز و پر گل شده بود

،

باد تو علفا موج مینداختو

وا میسادی از زیباییش لذت ببری

،

بوی گل و سبزه و زمین خیس معرکه بود

تنهای صدای اطراف باد بود و پرنده ها

،

رفتیم و رفتیم و رفتیم

حس بی نهایت کنج کاوانه من برای

کشف کردن خالی نمیشد و ممد هم

پشت سرم فقط میومد

،

رفتیم نوک قله تا غروب رو ببینیم

اونم جاش نمیگرفت که بتونه یجا اروم بشینه

اون دور دورا یه تخته سنگ بزرگ لب یه پرتگاه بود

که بنظر میومد با یه حل کارش تمومه

،

رفتیم سراقش !!

حل جواب نمیداد !!

اندازه یه پراید روی سه وجب در سه وجب گل گیر بود !!

،

با چوب شروع کردم زیرشو خالی کردن !!

اونم دور وایساده بود که اگه تکون خورد سنگه

هی بکشه و من فراررر کنم تا نیفته رو

،

داشتم زیرشو مثل سنجاب با چوب خالی میکردم

که صدای هی کشیدنش تو کوه پیچید

همه زورمو جمع کردم و بدون اینکه پشتمو نگاه کنم

فقط فرار کردم

دیدم وایساده و داره بهم میخنده

خخخخ اسکلم کرده بود و الکی هی میکشید

،

خیلی تلاش کردیم

ولی وا نداد سنگه که بیفته

غروب رو هم فداش کردیم ولی وا نداد

شب شد و خیییلی دور بودیم از خونه

بیخیالش شدیم و برگشتیم

،

گاهی مغلوب میشه ادم

،

از تمام ماجرا فیلم گرفتیم

و بدون شک هر کی ببینه میگه واقعا مغز

تو سرتون نیست !!

،

بجا میرم رو سنگه و لگد میزنم !!

در حالی که زیرشو خالی کردم

و از تمام جهات دورش پرتگاه هست !!

،

اینو میگن مغز خالی یا اعتماد به پرواز !!

،

چند تا ویدیو زیبا هم از خوابیدن وسط علف و گل ها

با پس زمینه اهنگ دینگ دینگ و میکس صدای شجریان

گرفتیم که خعععلی قشنگ شد

،

شب شد و کل مسیر برگشت رو توی تاریکی برگشتیم

بدون اینکه یک متر اشتباه برم برگشتیم

تا سر موتور

،

رفیقم همش میگفت نه اشتباه میریم

تا لحظه اخر باورش نمیشد درست اومدیم

،

خلاصه که این بود سفر من با ممد

،

یار خوب تموم ماجراست...💚

وقتی یار خوب داری دلت قرصه

قدم هاتو محکم برمیداری و ترس تو دلت راه نمیدی ..

،

#نمک

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم