از داستانش خيلي خوشم مياد
محمد
یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲، 13:10

جوکر(هيث لجر) : من يه همسر داشتم، زيبا بود .
قمار بازي ميکرد و يه عالمه بدهي بالا آورده بود .
طلبکارا صورتشو خط خطي کردن ،ما پولي براي جراحيش نداشتيم
ميخواستم بدونه که زخماش برام اهميتي نداره ،
براي همين يه تيغ گذاشتم تو دهنم وا ين کارو کردم ،
ميدوني بعدش چي شد؟ نتونست اينجوري منو ببينه و ترکم کرد...
"حالا هميشه ميخندم" !