قدم جدید
محمد
شنبه نهم فروردین ۱۳۹۹، 0:9
دو دل بودم برم یا نه ، رفتم دیدم نچ در توانم نیست و برگشتم
به خودم گفتم اگه الان ریسک نکنم باید قبول کنم این شرایط
لعنتی رو و درونش بمونم ، پس دوباره قدم برداشتم و گفتم بزار
دوباره خودم رو امتحان کنم ببینم میتونم یا نه ، تا وقتی که به اخر
خط نرسیده بودم خودم رو نمیتونستم باور کنم که به این راحتی
دارم عبور میکنم و میگذرم ... تجربه جدیدی بود که خودم از خودم
بی خبر بودم و دست اورد بزرگی بود برام ....
پ ن : اومدم چون شرایط رو دوست نداشتم و هدف داشتم.
پ ن : وقتی به هدفم فکر میکردم قدم هام سریع تر میشد .