فلوکی
جمله های فلوکی به رگنار شاه : خب پس ...قایقی رو ساختم که مشهورت کرد
و قایقی ساختم که به بهشت میبرتت (تابوت) ، به هر حال رعایت حال خدا
رو کردم ، تو بهمون خیانت کردی ، به میراثت خیانت کردی ، به ایندمون خیانت کردی
بهـــــــــم خیانت کردی ، بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داشتم ،
بیشتر از کشیشی که دوست داشت دوست داشتم ،
اما برات فرقی نداشت ، فکر میکردی ، " اوه ، فقط فلوکیه دیگه "
"لازم نیست نگران فلوکی باشین" " فقط یه احمقه "
ازت متنفرم رگنار لاثبروک
و با تمام وجودم دوستت دارم
---------------------------------
فهمیدین چی شد ؟ یه ادم خیلی خوب توی زندگیمون هست
همیشه به خوب بودنش ایمان داریم و بهش توجهی نمیکنیم
بهش شکی نمیکنم و سعی نمیکنیم جذبش کنیم
چون اون خیلی ما رو دوست داره ، اون سکوت میکنه تحمل
میکنه و درد میکشه ، و در نهایت از ما متنفر میشه یا خیانت
میکنه . میونید چرا ؟ فقط بخاطر نیاز های اولیه انسان :
" دیده شدن و دوست داشتن "