محمد چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱، 15:21
موشي در خانه ي صاحب مزرعه

 تله موشي ديد به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد

 همه گفتند:تله موش مشکل توست به ما ربطي ندارد!

ماري در تله افتاد خشمگين به هر سو دويد و زن مزرعه دار را گزيد.

 طبيب آوردند و زن را بستري کردند,آن گاه از مرغ برايش سوپ درست کردند!

گوسفند را براي عيادت کنندگان سربريدند! گاو را براي مراسم

 ترحيم کشتند! و در اين مدت موش از سوراخ

ديوار نگاه ميکرد و به مشکلي که به

 ديگران ربطي نداشت

فکر ميکرد!!

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم