ناجی خودت باش

محمد چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۹، 12:21

 چون سر جنگ و پز دادن برداشت

قاطی کردم و توی سکوت فرو رفتم

بازیو بردم ولی هیچ لذتی نداشت پیروزی

کاملا پشیمون بودم و گفتم این بار با خودم

به طور کاملا بی رحمانه رو به رو میشم

و خودمو نقد میکنم.. 

نوشتم و به شدت مورد برسی قرار دادم

حس هام رو درون اون لحظه

و تصمیم گرفتم دیگه تکرار نشه

معجزه این بود که دیشب دوباره

رفتیم سر همون داستان ولی این بار

با شناختی که از خودم پیدا کرده بودم

تونستم کاملا خودم رو کنترل کنم  و 

لذت کامل رو ببرم.. 

در نهایت هم برد با من بود 

ولی بخش هایی هم که میباختم کاملا

ازش لذت میبردم و با کلمات مناسب

رفع میکردم این شعله هایی که سعی 

داشتن جهنم به پا کنن.. 

اونی که مهارت جنگیدن رو بلد باشه

هیچ وقت عصبی نمیشه.. 

بزرگ ترین فتح،  فتح خودم بود.. 

بزرگ ترین شناخت، شناخت خودم.. 

 

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم