تجربه شیرین
محمد
یکشنبه یکم فروردین ۱۴۰۰، 22:3
میگفت توی استان برنامه نویس خوب پیدا نکرده
میگفت هر کی از پیش من رفته دوباره برگشته
کلی منم منم میکرد و از شرکتو تیم و... میگفت
داداش صدامون زدو ما رو دعوت کرد خونش...
ما رو با خودش برد بیرون طفریح و وعده های بزرگ داد
نمیدونم چی شد ولی موفق شد و حسابی سر ما رو
کلاه گذاشت الان 29 میلیون ازش طلب داریم و تنها
کاری که میتونم انجام بدیم فش دادن بهشه !!!
من از کلی ادم مشورت گرفتم و سوال پرسیدم
هیچ کسی نگفت ادم بدیه و هیچ کسی نگفت
مراقب باش !!! بردمش مستقیم پیش گرگ گله
و حتی اونم چیزی نگفت !!
کلی نشونه وجود داشت که میشد فهمید
داستان چیه..ولی اون خیلی متخصص بود
بسیار ماهر و کاریزما ...
خوشم اومد از این کارش و تخصصش
و اونم از کاری که قراره باهاش بکنم
حتما خوشش میاد ^_^
پ ن : وقتی انجامش دادم و حقمو گرفتم
اونم به سبک خودم ، تو یه پست جدید اعلامش میکنم