داستان و من
رفت پیش دکتر و گفت حالم خوب نیست
گلو درد دارم و سر گیجه
هر چقدر دکتر برسی کرد موردی پیدا نکرد
دکتر ازش پرسید شما شغلتون چیه ؟
گفت شاعرم
دکتر گفت احیانا شما شعری نسرودید
که نتونسته باشید برای برای کسی بخونیدش
گفت بله
دکتر گفت همون شعر رو بخونید حالتون خوب میشه
حالا داستان منه کلی چیز میز میسازم توی وب
و کسی نیست که بهش بگم چیکار کردم
سیستم یه بانک رو ساختم که میشه ازش خرید کرد
درخواست وام کرد و قسط بندی کرد و قسط پرداخت کرد
و کلی ترفند های با حال که محاسبه و سرعت رو افزایش میدن
در سطحی ترین حالت ممکن گفتم !!
ریلیشن ها رو با ایدی و تلفن و ... به هم ربط دادم
هم زمان سه تا تابع امنیتی دارم که دستور sql و if میتونم
برسیشون کنم و فقط با یکیش هم کارم راه میفته
دیکه نیازی به لفت جوین و ... هم نیست که هاست مورد عنایت
قرار بگیره :))) ... نمیدونم چرا ولی من سرعت وب سایت خیلی مهمه برام