چشم های خمار

محمد سه شنبه پنجم مرداد ۱۴۰۰، 11:54

دوباره مجبور شدم برم منفور ترین ادم دنیا

و نفر اول لیستم که دوس دارم پوس شکمش

رو روی صورتش بکشم تا از خفگی بمیره رو ببینم !!!

 

امروز رو بیشتر از دور وز قبل عصبانی هستم 170 تا راندگی کردم

ولی خب متاسفانه هنوز زندم ، یه اینه زدم و یه دعوا هم درست کردم

ولی خب پیاده نشدم صورتش رو بیارم پایین

چون مامانم پیشم بود

نمیدونم حیف شد یا خوب شد ولی اگه این دولت و دادگاه نبود

مطمعننا الان زنده نبودم :)

 

هنوزم بسی عصبانیم و فاک بهت دنیا

راستی اون بیچاره چقد دوست داشت یه مشت بزنه منو

خخخخخ من شیشه رو یه زره داده بودم پایین

و اون لجش گرفته بود

 

من در واقع مقصر  بودم و حقمم بود کتک بخورم

معمولا توقف میکنم تا عابر های پیاده رد بشن

و بسی لذت میبرم از این کار

ولی خب این روزا عقلمو میزارم خونه و میام بیرون

 

 

عجب پارادوکس خری داه این دنیا

از تنهایی بیازرم

و وقتی که یکی اومد انقد ازش ایراد میگرم

و خستم از تهعد های رابطه که دوس دارم بمیرم

 

خلاصه که نمیدونم چیه داستان و چه مرگمه

 

دیگه اون بیچاره روی پروفایلش نوشته بود خسته

و منم خسته

پس کی دو بزنه ؟

 

تو دوباره چاره ای نداری باید دو بزنی محمد

دو بزن دو بزن دو بزن

 

 

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم