سکوی سیمانی به ارتفاع چهار انگشت
محمد
پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۰، 16:8
یه سوادی هست به اسم : مرگ اگاهی
با حدود دوره ای یک ساله بخش های
خیلی خوبی ازش رو درک کردم
خلاصش میشه : میدونی میمیری و همه مردم میمیرن
میدونی یه روز برای همیشه از یاد ها فراموش میشی
با این فهم که درست در لبه پرتگاه وجود داره
میتونی ارامشی به دست بیاری و بدور از خیال قضاوت
شدن توسط دیگران هر کاری که دوس داری رو انجام بدی
دیروز اولین روزی بود که این حس درونم فکر میکنم به حد خودش
رسید و اولین گام ها رو برداشتم ، کمی زننده بود چنین راحت بودن
و دوستم گفت با هر کسی نمیشه این طور راحت بود !
چون تازه کشفش کردم دوس دارم یکم درونش افراط کنم
و پزش رو بدم که اره من بیخیال قضاوت شمام
خدا بخیرش کنه و امید که بتونم جلوی این افراط رو بگیم