صبح جمعه !
محمد
شنبه سوم مهر ۱۴۰۰، 15:22
جمعه صبح با محمد رفتیم کنار رودخونه
صاحل ماسه ای کنار اب کلی راه رفتیم
دویدیم و مرور خاطرات بود
هر دو بچه روستا هستیم
و خاطره های دوران کودکی زنده میشد
خوب یا بد حالا دلم تنگه براشون
چرا همه گفتن غذا بخور تا بزرگ بشی ؟
چرا انقد وعده بزرگ شدن دادن بهمون؟
چرا هیچ کسی نگفت بزرگ شدن خوب نیست ؟
بزرگ شدن غروب از دست دادنه...
به بچه هامون بگیم که کودکی خوبه
لذت ببر ازش
و هرگز نخواه که بزرگ بشی
دلم برای جانم گفتنات تنگ شده :(
امروز خاطرم اومد خیلی وقته صدات نکردم.
هر وقت صدات میکردم جواب میدادی :(
همیشه بودی...
هنوزم صدات که میکنم امید دارم که جواب بدی ...