من تو نیستم ، شمایم

محمد یکشنبه دهم بهمن ۱۴۰۰، 23:59

هزار بار گفتم : من تو نیستم ، شمایم...

فارغ از این باشه از داستان پرت میشی بیرون ...

 

بدی پا گذاشتن رو گردن یه ببر اینه که

دیگه نمیتونی پاتو برداری...

چون قطع شده :)

 

عاشق این قدرت و نحوه بیان شدم

ادما وقتی مجبور بشن هر کاری میکنن

 

ادما وقتی مجبور بشن خیلی تغییر میکنن

تو قوی بودی و تغییر کرده بودی :)

 

خیلی دوست دارم و بهت افتخار میکنم

 

 

پ ن : انگاری یه وقتایی باید برونیش ری دلش
پ ن : فکر کنم دقیقا زمانش اینجا بود که من انجامش دادم :)

پ ن : میشد با ریلکس بودن هم کارو پیش بردا ، همون جملات
ولی بدور از خشم ، این بار خشم باعث شد بسی هوشمندانه تر
و قوی تر صحبت کنم و از این شد فارسی صحبت کردن غلیظ خودم
تعجب کنم :|

ادم ها وقتی درون یه حس فرو برن به اصل خودشون بر میگردن
لعنتی دیگه اصل و غیر اصلمو قاطی کردم :|

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم