خونه من

محمد چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۰، 19:52

امروز مهمون عمو بودم

رفتم توی قبرش دراز کشیدم

 

حس خیلی باحال و عجیبی بود

مرگ اگاهی سواد قشنگیه

 

من توی جایی که قراره تا ابد

عموم بخوابه خوابیده بودم :)

 

و بعد من دیگه ادم زنده ای اونجا نمیخوابه

 

پسر در کنار پدر میخوابه :)

اونجا نزدیک ترین فاصله من به استوره

و الگوی زندگیم بود :)

 

بزارید از تجربه و حس هام بگم براتون

قبر رو که دیدید چطوریه ؟

 

یه جای تنگ که درست روی دست راستت

به سمت قبله میخوابی ...

 

روی دست راستم دراز کش توی اون جای

تنگ دراز کشیدم - سرم رو گذاشتم روی خاک

و چشم هامو بستم ...

 

اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چقدر

ادم ضعیفه و ناتوان ...

 

هرگز هرگز به عمرم این شدت از ناتوانی رو تجربه

نکرده بودم - هرگز چنین نبود ..

 

دومین حسم این بود که چقد حوصله ادم سر میره :|

اخه هیچ منظره ای نداره !

تاریکه و فقط خاک هست ..

 

خاک چیز عجیبیه - ما خیلی ازش غافلیم

مهر رو با خاک میسازن - ادم رو مگین از خاکه ،

برا یه ادم خوب میگن خاکیه - و مرگمون هم به خاک ختم میشه

 

اهای مردم دنیا پایان چیزی جر تاریکی و خاک نیست...

 

 

پ ن : دوس دارم منم اونجا خاک کنن

پ ن : قبر منو کمی گشاد تر بکنید -

و سرم رو هم کمی عقب تر بزارید میخام خاک های بیشتری رو ببینم

 

پ ن : میدونم فکر میکنید این حرف ها خیلی ناراحت کنندست و

پر از غمه و نا امیدیه و ... ولی حتی اندازه سر سوزنی هم برای خودم

این طور نیست - این یه حقیقته باید پذیرفتش و این طوری میشه خیلی

ملایم تر و اروم تر به سمتش رفت و از زندگی لذت برد بدون ترس از مرگ

چرا که ما از هر چیزی که شناخت نداشته باشیم میترسیم ...

 

پ ن : و در نهایت مرد بزرگ قبلیه جمله قشنگی گفت : ما هرگز اماده

نخواهیم بود برای مرگ..

 

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم