محمد
جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۱، 17:4
واااااي پاره شدم از خنده : دي
زنگ زدم به دوست دخترم, تا تلفن رو برداشت قطع کردم, اومدم جلو آينه باز کل حرفايي که آماده کرده بودم رو يه بار به خودم گفتم , اومدم تکرار گوشيو زدم , تا ورداشت گفتم: ببين عزيزم , من امشب مامان بابام ميرن مسافرت, يا شب مياي اينجا , يا ديگه نه زنگ ميزني نه اس ام اس ميدي و کات.. عادت م...... و اين حرفام حاليم نميشه , منتظرم , خدافظ... يهو ديدم بابام از اونور خط ميگه: قط نکن شازده, اول از مامانت بپرس الان زنگ زده بود گفت تايد بگيرم, پودر ماشيني بگيرم يا دستي..؟ بعدم برو ساکتو جم کن , توام با ما مياي.. در ضمن خاک تو سرت کنن
زنگ زدم به دوست دخترم, تا تلفن رو برداشت قطع کردم, اومدم جلو آينه باز کل حرفايي که آماده کرده بودم رو يه بار به خودم گفتم , اومدم تکرار گوشيو زدم , تا ورداشت گفتم: ببين عزيزم , من امشب مامان بابام ميرن مسافرت, يا شب مياي اينجا , يا ديگه نه زنگ ميزني نه اس ام اس ميدي و کات.. عادت م...... و اين حرفام حاليم نميشه , منتظرم , خدافظ... يهو ديدم بابام از اونور خط ميگه: قط نکن شازده, اول از مامانت بپرس الان زنگ زده بود گفت تايد بگيرم, پودر ماشيني بگيرم يا دستي..؟ بعدم برو ساکتو جم کن , توام با ما مياي.. در ضمن خاک تو سرت کنن