جمعه ۲۲ ، بوشهر
محمد
شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۳، 2:21
مربی و سابقه دار بود ، از من بزرگ تر
گفت میشه دو تا صندلی اون طرف تر بشنی
که دوستام اینجا بشینن ؟
گفتم شما خودتون هم اینجا که نشستید
جای کسیه الان میان ،
یه نگا کرد دید اره ردیف خودش یکی جلو تره !!
پاشد و رفت !!
بعدم سعی کردم از دلش در بیارم
ولی مکالمه سنگینی شد و دوس نداشتم
،
امروز استاژ فنی بود
ادم های جاهل و نادون بخاطر نادون بودنشون
شجاعت بیشتری نشون میدن
،
چقد ما استرسی هستیم و نمیتونیم
حرف بزنیم و چرا پسرا بیشتر از دخترا
استرس دارن و نمیتونن خوب صحبت کنن
،
چند روز شلوغ بود و در پیش دارم
با گرمای زیاد هوا