دوباره زمان

محمد جمعه یکم فروردین ۱۴۰۴، 2:35

وسط این شلوغیا به زمان فکر میکنم
به هستی حقیقت
که به نیستیی مطلق تبدیل میشه
،
بزارید بشکافم موضوع رو
اگه یه اوسا صبح تا ظهر کار کنه
میتونه اجر هایی که روی هم چیده شده رو نشون بده و بگه این بود کار من
،
ولی اگه ما از اتاقمون بریم توی حال و برگردیم
چطوری میتونی رفتنت توی حال رو ثابت کنی ؟
انگار هیچ وقت اصلا نرفتی
در حالی که اون حقیقت داشته !!
ولی حالا هیچ ردی و اثری ازش نیست
هیچیه هیچی
(و عجیبش اینجاست که فقط خودت میدونی حقیقت داشته )
،
یه جای این لنگ میزنه
که اصلا نمیدونم چیه
،
حالا یه موضوع دیگه بگم
یه روزی ما هم مثل رفتن توی حال که محو میشه
همین طور محو میشیم
و هیچی مطلق میشیم
،
اینا رو وقتی روی نوک قله نشسته بودم و غروب رو میدیدم
بهشون فکر کردم

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم