چشم قرمز ، ظهر قرمز (بی ربط !!)
مثل ماهی توی ماهیتابه که میخان سرخش کنن
دیشب از ۱ تا ۷ توی رخت خواب این دست اون دست میشدم
،
خوابم میاد و میخونم ...
کلم خنک شده !!
،
چشام میسوزه
اعصاب و حوصله ندارم
حواسم سر جاش نیست و نزدیک بود ماشین بزنه بهم
پیش میرم پیش میرم
وقت جنگ حق غر زدن نداری
وقتی پیروز شدی و داشتی زخم هاتو مرحم میزاشتی
تا دلت میخاد غر بزن
کیو دیدی وسط میدون جنگ غر بزنه ؟
،
ببند دهنتو
پدرم داره در میاد غر هم نزنم ؟
خر
،
بعد از خودت تشکر میکنی انجانش بده
،
خر خر خر
،
ههههه شما هم همین طوری میتونید با خودتون صحبت کنید ؟
،
من کل روز و هفته رو میتونم با خودم صحبت کنم
خودمو پند بدم ، دعوا کنم با خودم و بگم و بلند بلند بخندم به خودم
،
مخوصا وقتی میخام بیفتم خیلی میخندم به خودم
ولی اگه افتادم خیلی ناراحت میشم !!
انگار روی مرز باریکیه از خوشحالی یا اندوه !!
،
الان دقیقا اون تایم بد مستی قشنگه هست
مینویسم و باحالهههههه
،
خوابم میااااد
سربازی خ...
،
نظم ، قانون ، ادامه دادن ...
،
من سرباز خوبیم که قانون های خودمو به بهترین شکل انجام میدم
،
نمای کوچکی از کار تو ، میتونه کل رفتارت در دیگر کارها رو نشون بده !!
ناقص یا کامل
،
تو قطره هم میشه طعم دریا رو چشید
گاهی نیاز نیست سر بکشی !!
،
برم ادامه کتاب خوندن ...