راه نجات
محمد
جمعه دهم مرداد ۱۴۰۴، 4:30
دیالوگ عجیبی داشتیم امشب
گفت اون رفت و من براش گریه کردم
گفت میدونم میشه رفت ولی احساسیم و دلم تنگ میشه
گفت باید بی احساس بود !!
،
،
اسون نیست ولی خیلی خیلی خیلی
خوشحالم که توی این مسیر قدم برمیدارم .
بعضی شکستا نجاتت میدن ولی بعد ها میفهمی
،
درست مثل سقوط اون پروانه جلوی ماشینم ..
که از زیبا ترین درس های زندگیم بود ..