تله پرنده

محمد جمعه یازدهم مهر ۱۴۰۴، 14:35

حدود 4 سالم بود یه تله خریدم
دور تا دور خونمون نخلستون درخت بود و بچه ها شاخک میزاشتن پرنده میگرفتن
،
ما هم یه تله خریدیم و رفتیم در کنار دیگر بچه ها
کارش گذاشتیم و قایم شدیم و نشستیم تماشا
شد 5 دقیقه هیچ خبری نشد
شد 10 دقیقه خبری نشد
بعد حدود نیم ساعت ما حوصلمون سر رفت گفتیم بریم
ببینیم چرا تله ما چیزی نیمگیره
،
نگو یکی تله ما رو برداشته و برده
من الکی نشستم زمینو تماشا میکنم خخخخ
،
فهمیدم کار کیه بدو بدو دنباش
اونا فرار من بدو
تا نزدیکی های خونشون رفتم سر یه پیچ رفتن تو یه خونه و من ندیدم
توی کدوم خونه رفتن و گمشون کردم
،
با چشمی گریون رفتم خونه که تلمو بردنننننن
بابا گفت بیا بریم ببینیم کی برده
اقا رفتیم تو همون کوچه درست همونجا که گمشون کرده بودم
،
یه صدای خیلی یواشی از پریدن تله اومد !!!
انگار که یه پرنده گرفته باشه
یا دست خودشون بوده صداشو در اوردن
ما صداشو شنیدیم ولی بابا نشنید
،
گفتم صدای تله اومد و توی این حیاطه
رفتیم در زدیم و همون بچه ها اومدن و بابا رو با ما دیدن شل کردن
تله رو ورداشتن اوردن و خندادن آمدیم خانه
،
این بود قصه ما و تله که توی مکان و زمان مناسب بودم
و دقیقا همون لحظه صدای پریدنش بلند شد و پیدا شدددد
،
تقریبا فراموش کرده بودم این داستان رو
الانم داشتم کد نویسی میکردم
نمیدونم چرا یادش افتادم :))

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم