گنو

محمد جمعه هفدهم مهر ۱۴۰۵، 15:37

گنو بردار زالوه

طایفه ای نسل در نسل عصبانی

همشون مشکل سخت اعصاب دارن و بلند بلند

با خودشون حرف میزنن و به پرواز پرنده گرفته

تا خورشید اسمون فوش میدن ،

گنو مردی کارگر و حدود ۴۵ سالست

،

من دارم میرم و اون داره برمیگرده

شبه و خستشه

بهش گفتم گنو سلام

اخماشو تو هم کرد و خیلی تند گفت : سلام

تند تند اومد در ماشین و باز با تندی گفت بفرمااا

گفتم سیمان دارم جا به جا میکنی ؟

هنوز تند تر شد و گفت الااان ؟

کمی هول ورم داشت ولی گفتم خودمو نبازم

منم صدامو بردم بالا و گفتم نه فردا

جا به میکنی ؟

باز گفت الانننن ؟

و من باز...

گفتم چند ؟ گفت انقد تومان

گفتم باشه شمارتو بگو فردا زنگت بزنم

،

شروع کرد توی این جیب و اون جیبش رو گشتن

و غر غر کردن به خودش و جیبش و شایدم من

تلفن سادشو نگاه کرد و یادش افتاد شارژ نداره !!

چپوندش ته جیبش و این بار یه جلد پر چرک خسته

کارت عابر بانک در اورد

،

اینجا اروم شد و ساکت

یه تیکه کاغذ در اورد و داد دستم

گفت ببین اسم منو روش نوشته ؟

نگاش کردم و گفتم اره

گفت خب این شمارمه بردار

شماره رو یاداشت کردم

گفت کاغذو بده بهم بازم لازمم میشه

،،

کاغذو دادمش و گفتم بهت زنگ میزنم

پشت کرد و صبر نکرد حتی بهش بگم خداحافظ

رفت

منم دیگه خداحافظی نکردم و میدونستم بگمم جوابم نمیده !!

،

برام عجیب بود و برای خودش بعد از این همه سال دردناک

اینکه حتی اسم خودت رو هم نتونی بخونی

شمارتو حتی نتونی حفظ کنی

،

اونجا که گفت ببین این اسم منه ؟

مثل توله سگی کتک خورده اروم شده بود

شایدم بعدش بخاطر همین بی خداحافظی رفت

،،،

درست دو هفته قبل حیدر که کارگری میکنه

و معتاده اومد پشت در خونه رضا

حدود ۱۰ نفری به مهمونی و مجلس دور هم جمع بودیم اونجا

خود حیدر روش نمیشد بیاد داخل

صدا زد و سوال و.. که تعارفش کنن بفرما بفرما

ولی هیشکی هیچی نگفت

،

مرد ۵۰ ساله دست از پا دراز تر پله ها رو برگشت

و در سکوتی در حیاط رو بست و رفت

،

ببین اعتیاد چه کاری با ادم میکنه

ببین خودش چه کاری با خودش کرده

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم