دعوا شده

محمد شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲، 22:50
تو خیابون دعوا شده بود

یکی از طرف دعوا مثه گلوله رفت تو یه ساندویچی همون دور و بر

همه به اون یکی گفتن اوه اوه اوه یارو رفت چاقویی چیزی بیاره بزنه


بترکونتت اونم ترسید بعد سی ثانیه دیدیم یارو با یه شیشه سس اومد


بیرون افتاد دنبال اون یکی! داد می زد واسا می خوام بخورمت یارو نره


خرم فرار می کرد می گفت نههه منو نخور!



ملتم که از خنده پهن شده بودن رو زمین :)))

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم