:|
محمد
سه شنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۴، 1:33
امروز یه پیرزنه رو دیدم كه زنبیلش خیلی سنگین بود براش ، ما هم اومدیم مرام بذاریم و زنبیل رو براش تا خونه اش ببریم ...
وسط راه برگشته بهم میگه :
.
.
.
.
.
.
.
دستت درد نکنه مادر ، خر هم نمیتونست اینو تا اینجا بیاره
وسط راه برگشته بهم میگه :
.
.
.
.
.
.
.
دستت درد نکنه مادر ، خر هم نمیتونست اینو تا اینجا بیاره