آدم های بحال -  آدم های زنده

محمد شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۸، 23:37

خیلی وقت بود فکر میکردم دیگه نسل ادم های زنده تموم شده

و فکر میکردم دیگه نیستن از اون ادم های خوش خنده پر انرژی

دیگه کم کم داشتم فکر میکردم من با این همه انرژی یه اسکلم

ولی وقتی صبح جمعه یه کوه نوردی جدید رفتیــــــــــــــــــــم

انقددددد ادم های شاد ، خوش برخورد ، زنــــــــــــــده دیدیم

که نگـــــــــــو ، از کنار هر کدوم رد میشدیم یه چیزی میگفتم و

اونا هم با یه جمله شیرین ازم استقبال میکردن که پیش برم

همه داشتن بر میگشتن پایین و ما تنها خوابالو هایی بودیم که داشتیم میرفتیم

بالا خخخخخ قشنگ ازمون معلوم بود که اولین بارمونه و اونا هم ما رو میدیدن انرژی

میدادن تشویق میکردن که برید چیزی نمونده ، برید شما جونید ، برید ماشالا و....

خدا وکیلی فکر میکردم دیگه تموم شدن از این جور پیرمرد های باحال و سر زنده

انقد خوب بودن خیلی دلم میخاست باهاشون رفیق شم ولی خوب نا نداشتم وایسم

شمارش رو بگیرم خخخخ ، همه خیلی شیک لباسای ورزشی ، با ایننن همه جمعیت

و اییین همه ادم حتی یدونه اشغال هم نمیدید رو زمین ، حتی اندازه یک بند انگشت هم

زباله نبود ، اگر اگر هم کسی زباله مینداخت فورا یه ادم با فرهنگ پیدا میشد که برش داره

و ادم های زیادی رو دیدم که زباله های خودشون رو اورده بودن پایین ، که اینم از جذذذذابیت

های اون ادما بود که بسی ذوق میکردم ، دیگه سر سبز بود که نگووو،هوا عالی ، رودخونه هم داشت

خلاصه رفتیم تا اون بالا واسه برگشتن هم مسابقه پایین اومدن گذاشتیم ما اخرین ادم هایی بودیم که

برمیگشتیم و تو مسیر هیشکی نبود و میشد با خیال راحت پرید دوید و از همه مهم تر جیغ زد

من و امیر و یه دیوونه دیگه اولینا بودیم که رسیدیم پایین ، 50 دقیقه بعد هم بقیه رسیدن پایین

و حالا که میخواستیم سوار شیم که بریم من دیدیم کاپشن گرامیم نیست و سویچ لعنتی هم

توی جیب کاپشن بوده :|  

یه جمله باحال از شهید چمران : وقتی شیپور جنگ نواخته میشود فرق بین  مرد از نامرد

تشخیص داده میشود .

هر چند بقیه خسته بودن و درکشون میکنم اما خب خوب

میشد که بگن بزار ما هم همراهیت کنیم نه که بگن ببخشید که نماییم :)

شما میگفتید بیاییم هم من نمیزاشتم چون هم سرعتم رو کم میکردید هم تنهایی کیفش

بیشتره .  خلاصه که همه رو فرستادیم برن و رفتن .... به رفیق و مرد همیشگی میدون " گرگو "

زنگ زدم و گفتم داستان این طوریه بیا دنبالم  اونم با باشه چشم دلمو گرم کرد و

 دوباره عضم ؟ عذم؟عزم؟عظم؟ هر چی هست حالا . این سفر کردیم

داشت شب میشد و هوا رو به تاریکی میرفت ، باید سریع میرفتم وگر نه شاید

واسه رفتن به تاریکی نمیخوردم اما برا برگشتن باید تو دل تاریکی برمیگشتم

مسیر یک ساعت و نیمه رو توی چهل دقیقه رفتم بالا :|

وقتی میرفتم فقط چند تا ادم ناجور تو مسیرم شدن که دوس نداشتن دیده بشن

و اون وقت به راه زده بودن ، جز اونا دیگه تا کیلو متر ها هیشکی نبود

رسیدم اون بالا و بلـــــــله خبری از کاپشن گرامی نبود ، دوباره مثل ادمی که

گرگ دنبالش کرده باشه برگشتم پایین . و مرد همیشگی داستانمون

هم اومد استقبالم و برگشتیم خونهههههههه

 

اع راستی یادم رفت این بگم : از کنار بقیه که رد میشدیم میگفتم :

میگم اون بالا اب سرد کن نیست ؟؟؟ اونا هم میگفتن چرا هست ولی کشیدنش شما بزنینش برق

خخخخخخخخخ

یا میگفتم : میگم راسته میگن اون بالا موز کاشتن ؟

اخه خودم دلیلی نمیدیدم این مسیر سختو بریم

اونا هم میگفتن : اره بـــــود ، همه رو ما چیدیم

خخخخخخخخخ

 

 

یه بنده خدایی هم یدفعه اومد گفت شما اقای فلانی هستی ؟

1-من سکوت کردم 

2- مودم رو گذاشتم رو حالت جنگی

3- دس به نایف شدم (البته اون متوجه نشد)

4- گفتم اره و متاسفانه شمار و خاطرم نیست

اونم بهم نگفت از کجا منو میشناسه و هنوز تو کفشم :|

لعنتییییییییییییییییی

تو عمرم تا حالا ندیده بودمش :|

 

 

 پ ن : خععععععلی خوش گذشت

پ ن : پیاده روی کردن اصلا ورزش حساب نمیشه که ، کوه رو امتحان کنید

پ ن : فقط دو نفرو میشناسم که پلنگی بتونن برن بالا ، و حتما میریم

پ ن : قطب نمای من که این ورو نشون میده خخخخخخ ورییییییییییی

پ ن : از مکان هایی بود که بیشترین انرژی رو ازش گرفتم و کلی خوشحال بودم

 

 

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم