محمد یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱، 20:40
گفتي: هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که  نکنه  نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده

، گفتم: اگه بارون نبود چي

؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش ميگيره،

 گفتم: يه خواهش دارم، وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار

، گفتي: چشم،

 حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نميباره
، تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم ميخندي

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم