چاره بی چاره ها ، کاش میگفتی چرا
محمد
یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۰، 4:7
برای چهلم پدرش ، رفتیم دریا !
اخه دریا توی مسیر بود !!
شاید بگید عجبــــــ بی احساس
ولی انقد داغ دیده بود که فوت پدر پیرش چیزی نبود براش
مثل وقتی که با یه اهن سرخ داغت کنن و بعدش
تو حتی میتونی شعله کبریت رو دوست داشته باشی
پ ن : آدم های چاره ای ندارن ، با اون ها مهربون باشیم