چاره بی چاره ها ، کاش میگفتی چرا

محمد یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۰، 4:7

برای چهلم پدرش ، رفتیم دریا !

اخه دریا توی مسیر بود !!

 

شاید بگید عجبــــــ بی احساس

ولی انقد داغ دیده بود که فوت پدر پیرش چیزی نبود براش

 

مثل وقتی که با یه اهن سرخ داغت کنن و بعدش

تو حتی میتونی شعله کبریت رو دوست داشته باشی

 

پ ن : آدم های چاره ای ندارن ، با اون ها مهربون باشیم

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم