اندکی تغییر

محمد یکشنبه بیستم تیر ۱۴۰۰، 14:11

این روزا سعی میکنم یه پیرمرد 90 ساله باشم

یا یه کودک دو ساله

 

کاملا به دنبال دلش ، بدون این که لحظه ای فکر کنه

دیگر ممکنه چی راجبش فکر کنن

 

یه چالش خیلی جالبه و انجام دادنش لذت بخشه

هر قدمی که درونش پیش بری

ازادی بیشتری به دست میاری

 

دیروز که توی صف بستنی فروشی بودیم

و خیلی شلوغ بود با فیش پرداختی یه

موشک کاغذی ساختم و بلند شدم روی صندلیم وایسادم

و شوتش کردم رفت ... خخخ

 

خیلی باحال بود

تجربش کنید

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم