جنگ نخلستون

محمد یکشنبه نهم مهر ۱۴۰۲، 15:31

اونجا سخت بود

نمیشد عمیق بهت فکر کرد

دلم برات تنگ شد

،

دیشب ۳ رفتم نخلستون و الان برگشتم

با کلی ماجرای

،

یه نیسان سبد خرما رو تنهایی بار زدم

،

بعدش نشستیم با پدر بزرگ صبحونه بخوریم

یه پیرمرد سر سفید با موتور اومد

پدر بزرگم گفت : بفرماااا

نگفت مرسی

اومد نشست شروع کرد خوردن 🤣🤣

،

بعد پدر بزرگ منم نماز صبح خوندم اونجا و خیلی چسپید

دلم برای این حس تنگ شده بود

،

اغابزرگ برام خاطره چپ کردن ماشینشو گفت

و کلمن ابی پر یخ که خورده بود تو سر دوستش

کلیییییی خندیدم این اولین خنده پس از سوگم بود

بعدش دوباره دلم گرفت

،

راستی کنج سفره اسمتو نوشتم : اس...

،

هوا هنوز روشن نشده بود

نمیدونم چی شد اونم دلش گرفت و خوند

غمگین میخوند و خوبه صداش

،

ساعت ۱۲ ظهر گرما امونمو بریده

برگشتم که زیر انداز بیارم بعد گفتم نه

بزار سختی بکشم

یک ساعتی رو روی خاک

زیر سایه کنار خوابیدم و

طبیعت رو دستم نقش بست

( دستمو بجای بالشت گذاشته بودم زیر سرم

طرح خاک و خار و بوته ها پشت دستم نقش بسته بود )

،

اغا بزرگ دیده همین طوری خوابیدم میگه برو

زیر انداز بیار ای طوری موری تو گوشت میره 🤣🤣

( مورچه توی گوشت میره )همونجا زدم زیر خنده و خودشم خندید

،

خودش رفت زیر انداز اورد و هندونه

ساعت ۱ شد و گرما تو اوج خودش

هندونه رو خوردم و انقد خستم بود خوابیدم

،

برای زنبور های عسل اب ریختم و

جمععععععع شدن

خیلی دوس دارم زنبور ها رو

اونا هم منو دوس دارن

یه جور عجیبی همو دوس داریم

،

تو در من زنده ای ، من در تو

ما هرگز نمیمیریم ...

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم