شب و اتیش
محمد
شنبه ششم آبان ۱۴۰۲، 2:10
چوب درخت بریدیم !
سوسیس زدیم سرش
و رو اتیش کباب کردیم
خعلی خارجکی طور باحال بود😁
،
نزدیک ترین تجربه من به خارج همین بود
،
از تجربه خوابیدنم تو قبر گفتم براشون
و کلک و پرشون رو کمی ریختم 😁
،
ماه داره کامل میشه
صحرا خیلی روشن بود و کیف دااااد
،
دور چاله اتیش بالشت گذاشتیم
رو بالشتا نشستیم
و کللللللللی حرف زدیم