این روزاااا
خوشه پروین و دب اکبرو بلاخره پیدا کردم !!
همه تابستون دنبالشون بودم
پیداشون نبود اصلا
،
هر یک فروشی که انجام میدی
باید براش یه پلو هم بخوری
و اما من
واریزی اول که نیم مبلغه یه پلو
پروژه رو تموم کردم میگم خوب انجامش دادم دیگه
یه پلو
وقتی واریز کرد ما بقی پولو یه پلو دیگه
،
قشنگ با یه پول سه چهار بار جشن میگیرم
برا خودم 😁😁😁
،
بالاخره قبول کردم سیستم حساب داریه
رو بسازم !!
یه مسیر جدیدی هست توی کسب و کار
شاید خیییلی تغییرات ایجاد کرد
خیلیم ازش میترسیدم و وس دس میکردم
اخرش قبول کردم !!
،
پایدار باشن رفیقای خوب روزگار مخصوصا استاد عباس
،
برا حیاطم شیلنگ خریدم خخخ
خیلیم خوشحالم تازه 😁😁
،
داره زمستون میاد و گردشو گشتو گذار های
روزانه شروع میشههههه
زمستون رو خیلی دوس
امسال با نبود دانی
همه کوه و کمرا رو باس تنهایی بریم
تنهایی هم تجربه و لذت خاص خودشو داره
،
فعلا همینا