روزی از روزها

محمد یکشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۴، 4:18

و اما دوباره روزهای عجیبین

همه چی خودش رو هوا بود برام

حالا هم وضعیت هنوز بی ثبات تر و اشفته تره

بازار کار خراب شده و این خیلی اندوهگینم میکنه

،

توی چنین روزهایی من بهترین کار ممکن رو بلدم

که انجام بدم

،

ادامه دادن ‌...

،

ادامه میدم و رشد میکنم و چیزای جدید و تخصص های

جدید یاد میگیرم تا وقتی شانس در خونم رو زد

کاملا اماده باشم براش

،

روزای خوبین !!

و روزای خوب تری خواهم داشت ...

همراه با نمک💚

بیوگرافی
____________$$$$$
___$$_________$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$M&Z$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
__$$_______$$____$$$
__$________$$$____$$
__________$$$____$
_______$$$
_______$$$
______ $$$
______$$$
_____$$$
_____$$$$$
_____$$$$$
محمد هستم....تو بيمارستان به دنيا اومدم....از بچگي بزرگ شدم....چند سال سن دارم....تو دوران کودکيم بچه بودم....با رفيقام دوست شدم....بعضي شبا مي خوابم خواب مي بينم....تو خونمون زندگي مي کنم....تا حالا نمردم