روزهای من
و دوباره روز و روزگار عجیبیه
زندگی همیشه ورق جدید رو میکنه
حدود یک ماهه درست و حسابی کار نکردم
پیش میرم ولی چطوریشو نمیدونم
لنگ نیستم ولی چطوریشو نمیدونم
دوباره حسابی شلوغم و حس میکنم مفید نیست کارها !!
که البته حسم الکیه !!
به خودم سخت گیرم !
،
من تلاشمو میکنم و روزهای خوب میان
روزهایی که تلاش کردم و برنامه چیدم و یدونه هدفم بود
،
دوست انرژیه و دشمن انگیزه
سایه هر دو مستادم ...
،
با دوست ها پرواز میکنی و با دشمن ها باعث میشه
عمیق فکر کنی !!
،
حالا این طوری فکر میکنم
نکنه من ادم بدم ؟
نکنه من اشتباه کردم ؟
چرا هیشکی به خودش نمیگه من ادم بدم ؟
،
دارم تلاش میکنم ادم زیرکی باشم !!
اگه موفق بشم خیلی خوش به حالمه و خیلی به
خودم افتخار میکنم
،
سخت منتظر زمستونم تا برم کوه
این تابستون اصلا خوب نبود
این زمستون سربازم و خیلی کمتر میتونم برم
ولی به اسمون ابری نگاه کردن خیلی حس بهتری داره
،
محمد مهم نیست که با سرعت پیش بری
مهم اینه پیش بری
،
رهرو ان نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو انست که اهسته و پیوسته رود
،
بله حتما
بروی سرو چشم
با افتخار انجام وظیفه میشه
من سرباز خوبیم به قوانینم
،
و در نهایت یار خوب همه ماجراست
مرسی از یار خوبم 💚
،
دلم برای نوشتن توی اینجا تنگ شده بود