دریا
داره فصل صحرا و جورابای خاکی و پر خار شروع میشه
جوراب و کفشم پر خاره
ولی دلم و روحم پر گل
.
با ممد و احسان و اسماعیل رفتیم دریا
بند رو بستنم کمرم و از دهنه خور رد شدم
تا رسیدم اون طرف دهنم صاف شد و حسابی دستام خسته شدن
۹۰ متر شنا کنی ، تو اب دریا و یه تور ماهیگیری ۱۱۰ متری هم با
خودت باس رد کنی اون طرف خور
،
خلاصه که رد شدیم و بستیمش و دوباره شنا کردم برگشتم
،
بعدش رفتیم قلاب انداختیم
حدود ۵ ساعتی قلاب انداختیم چهار نفری
و هیییییچی نگرفتیم 😎
ناخدا به ما میگن
،
فقط من با دست ۳ تا ماهی چِنگو بزرگ گرفتم
،
برگشتیم دیدیم فشار اب زیاد بوده
یه طرف تور رو باز کرده و برده اون طرف ساحل
دوباره شبونه زدیم دریا
،
تو این دریای لامصب همه چی هست
همه چی ، من خودم اونجا کلیییی کوسه گرفتم تو تور
عروس دریایی ، فریاله ، هشت پا ، سفره ماهی
،
امشب هم توی تور و توی اب عروس بود
شانس اوردم بهم نخوردن
بخورن جاشون قرمز میشه و یک ساعتی میسوزه
ولی قابل تحمله
،
خلاصه که بند تور رو بستم دور کمرم تا برگردم
گفتم نکنه گیر کرده باسه وسط اب بمونم
بزار تورو چک کنم ،
چکش کردیم دو متر اخرش یجا گیر کرده بود
،
هررررر چی کشیدم تکون نخورد اصلا
ولی دیدم میرسه تا اون سر اب ،
خلاصه که زدیم به اب و برگرشتیم اون طرف خور
،
دفعه اول چون شب بود و تاریک و میترسیدم از اون همه خطر
مثل گربه شنا کردم !!
دست ها و پاها زیر ابه و کاملا بی صدا پیش میری
این طوری کمتر جلب توجه میکنی !!
،
برا برگشتن دیگه دل پر کرده بودم
شپ شلوپشو راه انداختیم و خودمون رو انداختیم صاحل
،
چهار نفری کشیدیمش و در نیومد
،
بستیمش عقب ماشین و د بیاااااا
با چه مکافاتی در اومد
،
با یه بشنه یکو نیم یه دوش سرپایی گرفتیم
اب شور دریا رو از خودمون دور کردیم
و سوار شدیم ، خستهههههه برگشتیم
،